من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
چقدر سخته بدونی، اون که میخایش نمیمونه!!! که دلش یه جایی دیگه است و همه وجودش ماله اونه... چه بده برای اونکه جون میدی غریبه باشی، بگی میخام باتو باشم ... بگه میخام که نباشی ...
آهـــــای .... تو این روزهای بارونی ..... فکری به حال جای خالیت کردی؟؟؟؟
مانند شيشه 'شكستنم' آسان بود... ولي ديگر به من'دست نزن'، اين بار'زخمي ات' خواهم كرد!!
به سلامتي تو که وقتي بغلت کردم تمام تنم لرزيد نه واسه خوشحالي... يا عشق بازي !! واسه ترس از فرداهاي بدون تو... !!!
برای چراغهای همسایه ات هم نور آرزو کن بی شک حوالی ات روشنتر خواهد شد !!!!
تولد انسان همانند روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن بنگر در این فاصله چه کردی گرما بخشیدی ؟ یا سوزاندی . . . ؟
| MisS-A |



