من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
دلگیـــرم... از مرغانی كه دانــه خوردنشان پیش ما بود... ولی... جای دیگر تـــخم میگذارند... بـگزاربــروند... روزی بـوی كباب شدنشان به مشاممان میرسـد .... لعنت به اویی که حاصل اعتمادم به او ٫ انداختن یک قــرص سردرد قبل از سر کشیدن لیــوان آب آخر شبم خواهــد بود ..!!! گــرگــی دست به خودکشی زد و در وصیت نامه اش نوشته بود : پوســتم را بسوزانید... تا هیچوقت شغالی در آن نقش ما را بازی نکند که نـِـــــــــفرین بره ای پشت سر ما باشد ....!! قبل رفتن به جهنم این دیالوگ را خواهم گفت : خدایا ببخش که ناامیدت کردم … دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست ، آنقدر به خاطره ضربدرهای جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم که تبدیل شدم به ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی … از روزی به دنیا بی اعتماد شدم که کبریتی دستم را سوزاند که روش نوشته بود بی خطر ! این روزها همه آدمها درد دارند … درد پول درد عشق درد تنهایی این روزها چقدر یادمان میرود زندگی کنیم !!! دلم را تهدید کرده ام که اگر یکــــــــــــــــبار دیگر بهانه ات را بگیرد میدهم دوبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاره بسوزانیــــــــش… دم زندگی گرم یه عمره داره بدون گارنتی دهن مارو سرویس میکنه ! دم زندگی گرم یه عمره داره بدون گارنتی دهن مارو سرویس میکنه !
| MisS-A |