من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
تنهــایـم … اما دلتنگ آغــوشی نیستــم… خستــه ام … ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم… چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز… ولــی رازی نـدارم… چــون مدتهــاست دیگــر کسی را “خیلــی” دوست ندارم… فقط خیلـی هـا را دوست دارم …
|یکشنبه 21 آبان 1391|
15:33|neverloveneverboy|
ارسال نظر(2)
| MisS-A |