من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
گفتی : گذشته ها را فراموش کن... همه چیز تمام شده ... من در کنارتم ... حالا مهمونم نمیکنی؟ و من ساده دل ، او را میزبان قلبم کرد ... ولی... او نیز قلب کلنگی ام را کوبید و رفت !!!
|دوشنبه 24 مهر 1391|
19:33|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |