مخروبه ی رویا ....

من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...

 

 

تسلیت قلب صبورم !

دوباره باختی دیوونه دل !

هه ... میگم عجب سر گذشتی داریا ...

خلاصه هرکی میاد یه ضربه ای میزنه و ...

فکر کنم حالا دیگه حسابی خورد و خمیر شدی...

بکش ... حقته .... جز این نبایدم نصیبت میشد ....

بچش ... طعم مرگ و ... طعم مرگ تدریجی رو....

مرگ تدریجی یک رویا ...

رویای دوباره ساختن ...

رویای نو شدن...

رویای زیستن...

رویای ...

هه ؛ بیخیال ...

یادت باشه دیگه حق نداری دل ببندی...

از الان تا ابد ...

سهم تو از زندگی فقط تنهاییه ...

پس به سهمت قانع باش...

بچش ... بکش ...

 


|جمعه 21 مهر 1391| 15:58|neverloveneverboy| ارسال نظر(0)

MisS-A

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید