من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
خش خش خشمهايم را و
ترديد تردم را
ميسپارم به باران
به پاييز
به ساعتهای خاموش گامهايم
به تصويری بی باك
از برگی زرد
بر شانه های شوم مرگ
كجاست تبسم من ؟
یافتمش
بر دشنه شحنه های شرم
آری این منم که زین پس مي آلايم
|شنبه 03 خرداد 1393|
17:09|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |