من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
نامش را پنجره گذاشته ام... دیواری را که قابِ عکس تو ... از آن آویزان است هر روز ... پرده ها را کنار می زنم گلدان ها را می چینم ... و از آن به ازدحام ِخیابان نگاه می کنم ولی !! به گمانم کسی مرا نمی بیند آخر ... به هر که سلام می کنم , جوابم نمی دهد اصلا" به جهنم! وقتی تو عابر این خیابان نیستی ... همان بهتر که پنجره را دیوار ببیند و مرا دیوانه ........... !! ** مخاطب خاص من !!!
|دوشنبه 11 دی 1391|
19:22|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |