من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
کــــــــــــــاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافت... آن وقت به او میگفتم یقه را آنقدر تنگ بافته ای که نمیتونم بغض هایم را فرو بدهم!!
|شنبه 23 دی 1391|
20:31|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |