من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
از کودک فال فروش پرسیدم چه میکنی ؟ فردایشان را می خواهند …
گفت از حماقت انسان ها تکه نانی در می آورم !
این ها از منی که در امروز خودم مانده ام ،|شنبه 26 اسفند 1391|
16:36|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |