من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
دستم را بگیر ... من نیازمند پشتوانه ای به ایستادگی تو هستم .... با من بمان ... دلم میخواهد ، چشم هایم را ببندم .... شاید با گشودن دوباره ی آن ، زندگی ... چهره ی دیگری را از خود نشان دهد ...
|چهارشنبه 05 مهر 1391|
23:59|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |