مخروبه ی رویا ....

من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...

 

سیب اورده ام! کاش بخوری. میخواهم رانده شوی

 

از بهشت گمشده ام. می خواهم حوای خودم باشم.

 

 

توانی ندارم برای به دوش کشیدن حرفهای انها

 

 

که مدام میگویند: وسوسه ی حوا ادم را نابود کرد.

 

 

نمیدانند انروز تو سیب را به من خوراندی تا دور از

 

چشمان خدا مرا بازی دهی.


|دوشنبه 06 شهریور 1391| 11:03|neverloveneverboy| ارسال نظر(0)

MisS-A

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید