من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
خداحافظ خاطرات من ... دیروز لب دریا ، با هر سنگی که تو اب انداختم شما ها رو هم به دریا سپردم ... میدونم یه روزی پستون میزنه و باز بر میگردید پیشم ... ولی بذارید یه کم ازاد و رها باشم ...

|چهارشنبه 29 شهریور 1391|
15:29|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |