مخروبه ی رویا ....

من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...

 

خیلی سخته ؛

 

بزرگترین ارزوت مرگ باشه ، ولی اون

 

بتونه با یار تازه رسیده اش زندگی کنه ...

 

خیلی سخته ؛

 

بعد از چند وقت که میبینیش ، اشک

 

تو چشمات حلقه بزنه  ولی گریه هات فقط و فقط

 

واسه خودت مهم باشه ...

 

خیلی سخته ؛

 

جرات هرکاری و داشته باشی به این امید

 

که کوه پشتته ، ولی وقتی برگردی و پشتت و

 

نگاه کنی ، ببینی یه عمر پشتت " دره " بوده ...

 

خیلی سخته ؛

 

بهش دل ببندی و اون ، دلت و بشکونه ...

 

تو هم میتونستی دلش و بشکونی

 

ولی این کار و نکردی چون دوسش داشتی ...


|چهارشنبه 15 شهریور 1391| 13:38|neverloveneverboy| ارسال نظر(1)

MisS-A

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران