من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
سیگاری روشن میکنم و به خاموش بودنم فکر میکنم کام عمیق همراه آهی کوتاه… بیرون میدم دودش رو کمرنگ میشه… مثل خودم . . . نفسم میگیره از زندگی اجباری…
|دوشنبه 17 مهر 1391|
16:07|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |