من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
تاریکی اتاقم شکسته می شود با نوری ضعیف … لرزشی روی میز کنار تختم میفتد … از این صدا متنفر بودم اما … چشم هایم را میمالم … تا لود شود آرزو می کنم … کاش تو باشی … سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !!
new message …
|یکشنبه 09 مهر 1391|
17:37|neverloveneverboy|
ارسال نظر(5)
| MisS-A |