مخروبه ی رویا ....

من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...

دارا جهان ندارد

سارا زبان ندارد بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون ز چشمه خشکید

البرز لب فرو بست

حتی دل دماوند آتشفشان ندارد

دیو سیاه در بند

آسان رهید و  بگریخت

رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید

زاینده رود خشکید

زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا

نام دگر نهادند

گویی که آرش ما تیروکمان ندارد

دریای مازنی ها

برکام دیگران شد

نادر! زخاک برخیز میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری؟ دزدان سرزمینت

بر بیستون نویسند دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی

فریادمان بلند است

اما چه سود اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است

این بیرق کیانی

اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی؟ شهنامه ای سراید

شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش


ای مهر آریایی.بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد.

 


|یکشنبه 07 آبان 1391| 15:44|neverloveneverboy| ارسال نظر(0)

MisS-A

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران