مخروبه ی رویا ....

من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...

 

تمام تنش سیاه و کبود بود


تنها صورتش مثله پنجه ی آفتاب می درخشید،


او


به جز شبهای جمعه


هر روز کتک می خورد...

 

 

قابل توجه اونایی که از زن داشتن فقط ... بلدن و بس !!!!


|شنبه 15 مهر 1391| 17:30|neverloveneverboy| ارسال نظر(0)

MisS-A

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران