من عاشق خیابانی هستم که...........هیچ وقت قسمت نشد باهم در آن قدم بزنیم........ ...
تمام تنش سیاه و کبود بود قابل توجه اونایی که از زن داشتن فقط ... بلدن و بس !!!!
تنها صورتش مثله پنجه ی آفتاب می درخشید،
او
به جز شبهای جمعه
هر روز کتک می خورد...|شنبه 15 مهر 1391|
17:30|neverloveneverboy|
ارسال نظر(0)
| MisS-A |